
درياي مرده (بحر الميت) چيست؟
شايد اين نام كمي عجيب باشد ولي هيچ درياي ديگري در جهان وجود ندارد كه اينقدر نام هاي گوناگون داشته است. براي اولين بار نويسندگان يونان قديم اين دريا را "درياي مرده" ناميدند. عبري ها آن را "درياي نمك" خواندند و نويسندگان عرب اين دريا را "درياي بدبو" نام نهادند.
چه چيزي درباره اين دريا آنقدر عجيب است؟ در حقيقت درياچه اي است بزرگ، شور و باريك كه بين كشور اردن و سرزمين هاي اشغالي (اسرائيل) قرار گرفته است. اين دريا در منزقه اي ژرف كه شبيه شكافي عظيم است، واقع شده است. طول درياي مرده 48 ميل و عرض آن از 3 تا 11 ميل است. درياي مرده پست ترين منطقه آبي در جهان است. سطح اين دريا در حدود 1300 پا پايين تر از سطح دريا است. قسمت جنوبي آن خيلي كم عمق ولي در قسمت شمالي عمق آن در حدود 1300 پا ميباشد. هيچ رودخانه اي از اين دريا جريان پيدا نميكند، ولي رودخانه اردن از طرف شمال و نهرهاي كوچكي از ارتفاعات اطراف آن به آن ميريزند. فقط از يك راه آب اضافي آن اين دريا به خارج منتقل ميگردد و آن هم از طريق تبخير است! عمل تبخير مقدار زيادي مواد معدني از قبيل نمك، پتاس، كلوريد منيزيوم و برومين در اين دريا متمركز و انباشته مي سازد.
درياي مرده شور ترين منطقه آبي در جهان است. آب آن شش مرتبه از آب اقيانوس شورتر است! مقدار زيادي مواد معدني در آن متمركز گرديده كه انشان هنگام شنا در اين دريا به حالت شناور روي آب باقي مانده و سر و شانه هاي او پيوسته بيرون از آب قرار ميگيرند! اين مواد معدني براي انسان با ارزش مي باشند. در حقيقت برآورد شده كه تقريبا دو ميليون تن پتاس در اين دريا حل گرديده است كه براي تهيه كود مصنوعي مورد استفاده قرار ميگيرد.
منبع: كتاب بمن بگو چرا (جلد اول)
ماهواره (قمر مصنوعي)
ماهواره، یا «قمر مصنوعی»، به دستگاههای ساخت بشر گفته میشود که در مدارهایی در فضا به گرد زمین یا سیارات دیگر میچرخند. اهمیت ماهوارهها برای مخابرات و بررسی منابع زمینی و پژوهش و کاربردهای نظامی و جاسوسی روزافزون است. بخشی از پژوهشهای علمی و تخصصی که در آزمایشگاههای مستقر در فضا انجام میشود، هرگز نمیتوانست روی کره زمین جنبه عملی به خود گیرد.
ظاهرا نخستین اشاره به ماهواره در ادبیات، نوشتهای از ادوار
د اورت هیل است. او در سال ۱۸۶۹ در داستانی بنام «ماه آجری» از ماهوارهای حامل انسان نام میبرد که به دور زمین میگردد. ژول ورن نیز در داستان «میلیونهای بگم» در سال ۱۸۷۹ از گلوله توپی نام میبرد که بطور ناخواسته در مدار زمین به گردش درآمدهاست. کنستانتین سیولخوسکی نیز در رساله خود بنام «اکتشاف فضای کیهانی با وسائل عکسالعملی» در میان انبوهی از اندیشههای نو در مورد فضانوردی، از ماهواره نیز نام میبرد. در سال ۱۹۴۵ آرتور سی. کلارک نویسنده داستانهای علمی، برای اولین بار پیشنهاد کرد که ماهوارههای ارتباطی برای تامین ارتباط در سراسر زمین در مدار زمینهمزمان کره زمین قرار گیرند. تاریخچه ماهوارههای مصنوعی: اولین ماهواره مصنوعی اسپوتنیک ۱ (Sputnik ۱) بود که توسط شوروی در ۴ اکتبر ۱۹۵۷ شروع به کار کرد. که این باعث به راه افتادن یک رقابت فضایی بین شوروی و آمریکا شد. آمریکا نیز اولین ماهواره خود را در ۳۱ ژانویه ۱۹۵۸ به فضا پرتاب کرد. بزرگترین ماهواره مصنوعی که هم اکنون به دور زمین میچرخد ایستگاه بین المللی فضایی میباشد.
چندين نوع از نواع ماهواره هاي ساخته شده به دست بشر:
•ماهواره ضد سلاح: که بعضی مواقع ماهوارههای کشنده نیز خوانده میشوند، که ماهوارههایی هستند که برای خراب کردن ماهوارههای دشمن و دیگر سلاحهای مداری و اهداف دیگر طراحی شدهاند. که هم آمریکا و هم روسیه از این نوع ماهواره دارند.
•ماهوارههای ستارهشناختی: که برای مشاهده فاصله سیارهها و کهکشانها و دیگر اشیای خارجی فضا استفاده میشود.
•ماهوارههای زیستی : ماهوارههایی هستند که برای حمل ارگانیسمهای زنده طراحی شدهاند، عموماً برای آزمایشهای علمی استفاده میشوند.
•ماهوارههای مخابراتی : ماهوارههایی هستند که برای اهداف ارتباط راه دور در فضا قرار گرفتهاند. ماهوارههای مخابراتی مدرن نوعاً از مدارهای زمینهمگام، مولنیا (Molniya) و پایینزمینی استفاده میکنند.
•ماهوارههای مینیاتوری : ماهوارههایی هستند که دارای وزن کم و سایز کوچک به طور غیر عادی میباشند. طبقه بندی جدیدی که برای گروه بندی این ماهوارهها استفاده میشود عبارت است از : ماهوارههای کوچک (۵۰۰-۲۰۰kg)، ماهوارههای میکرو (زیر ۲۰۰kg) و ماهوارههای نانو (زیر ۱۰ کیلوگرم)
•ماهوارههای هدایتکننده : ماهوارههایی هستند که از پخش کردن سیگنالهای رادیویی استفاده میکنند تا دریافت کنندههای موبایل را در زمین فعال نمایند تا مکان دقیق آنها مشخص شود.
•ماهوارههای اکتشافی : ماهوارههای مشاهداتی زمین یا ماهوارههای مخابراتی میباشند، که برای کاربردهای نظامی و جاسوسی مستقر شدهاند.• ماهوارههای زمین شناسی : ماهوارههایی هستند که برای نظارت بر محیط، هواشناسی و ساختن نقشه و... استفاده میشوند.
•ایستگاه فضایی : یک ساختار ساخته دست بشر میباشد که برای زندگی انسان در فضای خارج طراحی شدهاست. یک ایستگاه فضایی از انواع فضاپیماها به وسیله نقصش در نیرو محرکه زیاد یا امکانات بر زمین نشستن، متمایز میشود-به جای موتورهای دیگر به عنوان جابه جایی به و از ایستگاه استفاده میشود. ایستگاههای فضایی برای باقی ماندن در مدار برای مدت کوتاهی طراحی شدهاند، برای قسمتی از هفته یا ماه یا حتی سال.
•ماهوارههای تتر (Tether): ماهوارههایی هستند که به وسیله یک کابل که به آنها تتر (افسار) میگویند، به ماهوارههای دیگر وصل میشوند.
•ماهوارههای هوا شناسی: که به طور ابتدایی برای نشان دادن آب و هوای کره زمین به کار میروند.
ماهواره در یک مسیر بسته که آن را مدار ماهواره مینامند، به دور زمین در گردش است. این مسیر ممکن است دایرهای یا بیضی شکل باشد و مرکز زمین در مرکز این مسیر یا در یکی از کانونهای بیضی آن قرار دارد. ماهواره درصورتی که تحت تاثیر نیروهای گرانشی دیگری قرارنگیرد، همواره درصفحهای به نام صفحه مداری به گردش خود به دور زمین ادامه میدهد. حرکت این صفحه مداری به پریود مدار و زاویه صفحه با صفحه استوا بستگی دارد. اگر این زاویه صفر باشد، صفحه مداری منطبق بر صفحه استوایی زمین میشود.عموما ماهوارهها بروی چهار نوع مدار که بستگی به نوع کاربرد ماهواره دارد، قرار میگیرند:
•مدار پائین زمین: به ماهوارههایی که در فاصله نسبتا کمی از سطح زمین قرار دارند، ماهوارههای مدار پائین زمین گفته میشود. بیشترین ارتفاع این نوع ماهوارهها از سطح زمین بین ۳۲۰ تا ۸۰۰ کیلومتر است. مسیر حرکت این ماهوارهها از غرب به شرق و همجهت با دوران زمین بدور خود است. بدلیل نزدیکی فاصله این نوع ماهوارهها از سطح زمین، سرعت حرکت این ماهوارهها خیلی بیشتر از سرعت دوران زمین بدور خود است. گاهی سرعت این نوع ماهوارهها به ۲۷۳۵۹ کیلومتر در ساعت نیز میرسد. با این سرعت، این نوع از ماهوارهها میتوانند در هر ۹۰ دقیقه، یک دور کامل بدور زمین بگردند. برخی از ماهوارههای هواشناسی، ماهوارههای سنجش از دور و ماهوارههای جاسوسی از این نوعاند.
•مدار قطبی:ماهوارههای مدار قطبی به نوعی از ماهوارههایی گفته میشود که مسیر مدار حرکت آنها عمود بر خط استوا و مسیر دوران از قطبهای شمال و جنوب میگذرد. بعضی از ماهوارههای هواشناسی، ماهوارههای سنجش از دور و ماهوارههای جاسوسی از این نوعاند.
•مدار زمینایست: این در حالت کلی بروی مدار زمینایست و بر بالای خط استوا، در فاصله ۳۳۶۰۰ کیلومتری از سطح زمین قرار داند. این نوع ماهوارههای در فضا در مکانی ثابت قرار دارند و همراه با دوران زمین بدور خود، میگردند و بدلیل همین ثبات دارای سایهای ثابت (معروف به «جایپا») بر زمین هستند. به مدار زمینهمزمان مدار زمین ایست و یا مدار کلارک نیز گفته میشود. تمام ماهوارههای مخابراتی و تلویزیونی از این نوع هستند.
•مدار بیضوی: این ماهوارهها دارای مداری بیضوی هستند. دو نقطه مهم از مدار این ماهوارهها نقطه اوج و نقطه حضیض آنها است: قسمتی که به سطح زمین نزدیک میشوند به نام نقطه حضیض نامیده میشود. قسمتی که از سطح زمین دور میشود به نام نقطه اوج نامیده میشود. مسیر حرکت و دوران این نوع ماهواره مانند ماهوارههای قطبی از سمت شمال به جنوب است. چون اکثر ماهوارههای مخابراتی در مدار زمینایست قرار گرفتهاند، این ماهوارهها هیچ پوششی بروی قطبهای شمال و جنوب ندارند. به همین دلیل و جهت پوشش قطبها از ماهوارههای مدار قطبی استفاده میشود. در واقع این نوع از ماهوارهها شمالیترین و جنوبیترین قسمت نیمکرهها را پوشش میدهند.
منبع: www.fa.wikipedia.org
چه چيز باعث جلوگيري از حركت هواپيما در هوا مي شود؟
براي درك بهتر اين موضوع بايد اول بدانيم كه چه چيز باعث ماندن هواپيما در هوا ميگردد! چون وزن هواپيما بيشتر از وزن هواي هم حجم خود مي باشد لذا نيروهاي متعددي لازم است كه بتواند هواپيما را در هوا نگاه دارند. يكي از اين نيروها، نيروي بلند شدن است. هواپيما عمل بلند شدن را با حركت تدريجي خود در مقابل جريان هوا انجام ميدهد. حال چگونه اين حركت سبب بلند شدن ميگردد؟ در پاسخ
بايد بگوييم كه اين عمل بستگي به جريان هوا و وضعيت بال هاي هواپيما دارد. هواپيما در حالي كه به ظرف جلو حركت ميكند، جريان هوا در قسمت بالا و زير بال ها به حركت در مي آيد. هواي قسمت زيرين بال، در جهت مخالف حركت هواپيما سبب بلند شدن هواپيما ميگردد. هواي قسمت بالاي بال هواپيما، پس از برخورد به لبه بال به طرف بالا كشيده شده و در قسمت عقب بال ايجاد انحناء كرده و باعث كم شدن فشار هوا در قسمت عقب بال ميگردد. بنابراين دوحالت و دو عمل در اينجا همزمان اتفاق مي افتد. يكي اينكه هواي زير بال هواپيما را به طرف بالا هدايت ميكند و ديگر كم شدن فشار هواي قسمت بالاي بال كه همزمان كمك به كشيدن هواپيما به طرف بالا مي نمايد و حاصل هر دو عمل بلند شدن هواپيماست.
هواپيما براي اينكه به طرف جلو حركت كند ، نياز به قدرت موتور دارد. ملخ ها و يا موتور جت هواپيما حركتي شبيه حركت پيچ چوبي در داخل چوب را دارد و زماني كه ملخ يا موتور جت هواپيما كار ميكند هوا در مقابل آن مانند يك جسم جامد عمل كرده و نيروي موتور يا ملخ آن را خنثي كرده و هواپيما را به سمت جلو ميكشد. اين نيرو را نيروي پرتاب مي نامند. اين نيروي پرتاب معمولا به نيروي ديگري كه از طرف هواپيما بوجود آمده و سبب كشيدن هواپيما به سمت عقب ميگردد غلبه ميكند و همچنين نيروي بلند شدن به نيروي به نيروي جاذبه زمين غلبه ميكند و در نتيجه هواپيما ميتواند در هوا مانده و يا به سمت جلو حركت كند! تا زماني كه نيروي بلند شدن هواپيما به طرف بالا و نيروي كشش جاذبه به طرف پايين با هم برابر و مساوي هستند، هواپيما در يك سطح و مستقيم پرواز ميكند و اگر سرعت هواپيما افزوده شود، هواپيما به طرف بالا صعود مينمايد. زيرا نيروي بالا كشنده هواپيما بيشتر ميشود و خلبان بايستي نوك هواپيما را به پايين به كشاند.
زماني كه سرعت هواپيما كم ميشود، خلبان بايستي نوك هواپيما را به طرف بالا به كشاند. اگر سرعت كم شود و نوك هواپيما به طرف بالا كشانده نشود، عمل بلند شدن صورت نميگيريد. در اين حالت نوك هواپيما به طرف پايين كشيده شده و هواپيما باصطلاح واميزند و ممكن است تعادل خود را از دست بدهد!
وقتي كه هواپيما در ارتفاع بسيار بالا از سطح زمين واميزند زياد جاي نگراني نيست و هواپيما ميتواند سرعت و ارتفاع خود را بدست بياورد اما اين عمل در ارتفاع پايين ممكن است باعث سقوط هواپيما گردد.
منبع: كتاب بمن بگو چرا (جلد نهم)
سلام به دوستان عزيزم...
اين همه مدت نبودم حالا كه اومدم ميبينم خيلي چيزا تغيير كرده و من ازش بي خبرم! خيلي از دوستان به دلايلي وبلاگ نويسي رو كنار گذاشتن و خيلي هاي ديگه پا به اين جهان بزرگ و مجازي گذاشتند! در كل قدم هاي نو رسيده به دنياي مجازي مبارك باشه و براي اونايي كه رفتن آرزوي موفقيت دارم! خوب منم ميخوام دوباره كارمو شروع كنم! البته اين دفعه موضوغات وبلاگم رو كمتر كردم و به موضوعات علمي و برگي از تاريخ روي اوردم و به دلايلي موضوع دين و مذهب رو حذف كردم! ممكنه بعضيا از اين حذف موضوع ناراحت بشن اما اميدوارم درك كنن كه نميشه يه وبلاگ با هزارتا موضوع باشه! به زودي همين برگي از تاريخ رو هم حذف ميكنم و فقط علمي ميمونه! اخه ما نوجوون ها خيلي از علم و تخيلي خوشم مياد! ديگه بيشتر از اين مزاحم اوقات شريفتون نميشم! فقط منتظر اولين مطلب علمي من بعد از اين همه مدت باشيد!
ممنون...
مقایسه کامپیوتر با انسان
غالباً وقتي از کامپيوتر صحبت مي شود، تمايل عمومي اين است، که توانايي هاي آن را با انسان مورد مقايسه قرار دهند. شايد تشبيه انسان به کامپيوتر يا بالعکس، کار درستي نباشد، ولي براي سهولت بيان مطلب در مورد کامپيوتر، بد نيست چنين کاري صورت پذيرد، و بايد گفت که وجود اين تمايل عمومي به مقايسه چندان هم بي پايه نيست. طي سال هاي متمادي، همواره کوشش انسان اين بوده، که دستگاه هايي ساخته شود، تا به علت محدوديت فراگيري و بازيابي مغز انسان، جهت نگاه داري سوابق و اطلاعات، در مقابل دنيايي از اطلاعات و دانستني ها قد علم نمايد. بدين ترتيب بشر اقدام به ساختن کامپيوتر نمود، تا با سرعت، دقت، و صحت مورد نظر خود در کارهاي روزمره، ناهماهنگي موجود بين مغز و دانستني هاي خارج از محيط مغز را تا حدودي جبران نمايد. انسان موجودي متفکر و خلاق است، در صورتي که کامپيوتر قادر به فکر کردن نيست، و به خودي خود فاقد خلاقيت است(مگر اين که به هوش مصنوعي دسترسي پيدا کند). کامپيوتر مقلّدي با انضباط است که هر آنچه انسان براي او تعيين کند با دقت و سرعت انجام مي دهد. خلاصه در مقايسه نهايي کامپيوتر با انسان مي توان چنين گفت:
منبع: كتاب هزار و یک چون و چرا
چگونه وقت دقيق را تعيين مي كنيم؟
روز و سال دو واحد اصلي تعيين زمان هستند كه در اختيار ما قرار دارند. و هر دو در اثر حركت زمين تخمين زده مي شوند. چرخش زمين به دور محور خود روز شمسي را تعيين مي كند و گردش زمين به دور خورشيد باع
ث پيدايش سال شمسي مي گردد. يك روز شمسي به 24 ساعت تقسيم مي شود، هر ساعت به 60 دقيقه و هر دقيقه به 60 ثانيه. در واقع طول يك روز شمسي متغير است و اين به علت تغيير سرعت زمين به دور خورشيد است. اما اگر چه طول يك روز شمسي گاهي اوقات كمتر و يا بيشتر از 24 ساعت است، ما متوسط شب و روز را 24 ساعت در نظر مي گيريم. براي تعيين نقاط مختلف روي زمين، از خطوطي به نام نصف النهارات استفاده مي كنند. نصف النهارات خطوطي هستند كه به دور كره زمين كشيده شده و قطب شمال را به قطب جنوب متصل مي نمايند. نقاطي از كره زمين كه روي نصف النهار قرار گرفته داراي يك زمان و يا وقت هستند و نقاطي كه روي خطوط متفاوت شرقي و يا غربي هستند از نظر زماني با هم اختلاف دارند. اختلاف زماني براي هر نصف النهار يك ساعت مي باشد. نصف النهاري كه از منطقه اي به نام گرينويچ در انگلستان مي گذرد به نام نصف النهار مبداء ناميده شده و ساير نصف النهارات به سمت شرق و يا غرب به فاصله 15 درجه اي از هم ترسيم شده اند. در تمام نقاط دنيا ساعت زماني بر مبناي وقت گرينويچ تعيين مي شود. ستاره شناسان در رصدخانه گرينويچ ساعت هاي خود را با خورشيد و يا ستاره مخصوص تنظيم مي كنند. آن ها وقت دقيق را با عبور خورشيد و يا ستاره مخصوص از روي نصف النهار گرينويچ تعيين مي كنند. رصدخانه هاي ديگري در ساير نقاط دنيا نيز اين كار را انجام مي دهند. و به وسيله راديو وقت تعيين شده را به ساير نقاط دنيا اعلام مي دارند.در آمريكا، رصد خانه نيروي دريايي در واشنگتن وظيفه تعيين وقت دقيق را به عهده دارد. موتور هاي الكتريكي اين ساعت ها به وسيله ارتعاشات كريستال هاي كوارتز كنترل مي شود. اين ساعت ها زمان را با دقتي برابر ۲/۰ % ثانيه تعيين مي كنند.
منبع: كتاب بمن بگو چرا (جلد نهم)
انفجار دفتر نخست وزيري به دست منافقين و شهادت رجايي و باهنر
هشتم شهریور، یاد آور کوچ دو پرستوی بالا رفته تا افق عرش، رجایی و باهنر است. دو معلم بزرگ عمل، نه شعار. دو آموزگار وارسته که پیشه شان انسانیت و خلوص بود. به روح دردمند و آزاد شده آلاله های خونین هشتم شهريور ماه ١٣٦٠ سرزمین اسلامي مان ايران عزيز، سلام و درود می فرستیم. شهادت
تحفه قدسى است؛ ميراث مقدس اولياء و ابرار است؛ باب خاص بهشت است. اين تحفه را به هدايت هر كس نبرند و اين ارث را ارزانى سفلگان نمى كنند و اين در را جز به روى خاصان و خالصان نمى گشايند. تاريخ شهادت، از هابيل تا امام حسين (ع) و از حسين (ع) تا امروز، مكرر بر اين حقيقت مُهر تأييد زده است که در مسلخ عشق جز نكو را نكشند. در تاريخ هر ملتى نشيب و فراز هاى تلخ و شيرينى وجود دارند كه بعضاً تعیین كننده سرنوشت و سازنده فرهنگ آن ملت مى باشند. تحقق نظام جمهوری اسلامى در ايران به رهبرى امام خمينى (ره) ، بزرگمردى كه جهان مانند او را كمتر به خود ديده است و جان فشانى هاى فرزندان فداكار اين مرز و بوم بزرگترين و عظيم ترين فراز تاريخ ماست كه داراى خاطرات تلخ و شيرين زيادى است. رجائى و باهنر دو شهيدى كه همواره در سنگرهاى مختلف فكرى، آموزشى و سياسى، همكار و همرزم بودند، تا آنجا كه در كنار يكديگر به آتش كين منافقان سوختند و فصلى از شهادت را به نام هفته دولت در تاريخ انقلاب گشودند. پس از عزل بني صدر از رياست جمهوري، دشمنان انقلاب با از ميان بردن مسئولين نظام قصد براندازي حکومت اسلامي را در سر مي پروراندند. در اين راستا، فاجعه هفتم تير سال ١٣٦٠ و شهادت آيت الله بهشتي و ۷۲ تن از ياران انقلاب ثمره تصميم شيطاني استکبار جهاني و دشمنان جمهوري اسلامي بود. پس از آن، گرچه عکس العمل سريع، قاطع و انقلابي حضرت امام خميني (ره)، هر گونه ابتکار عمل را از دشمنان سلب نمود ولي کار به زعم دشمنان هنوز به اتمام نرسيده بود و طرح نابودي مسؤولان طراز اول مملکت، در رأس فعاليت آنها قرار داشت. بدين ترتيب واقعه هشتم شهريور همان سال به وقوع پيوست و رئيس جمهور محبوب، محمد علي رجايي و نخست وزير متفکر و دانشمندش، حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر در انفجار دفتر نخست وزيري به درجه رفيع شهادت نائل آمدند. شهيد رجايي پس از پيروزي انقلاب، مسئوليت وزارت آموزش و پرورش را به عهده گرفت و به دنبال تمايل مجلس، در مرداد ماه ١٣۵٩، به عنوان اولين نخست وزير جمهوري اسلامي ايران به مجلس معرفي و برگزيده شد. سرانجام به دنبال عزل بني صدر، شهيد رجايي به رياست جمهوري انتخاب شده بود. شهيد باهنر نيز با داشتن سابقه مبارزاتي در عرصه انقلاب با فرمان حضرت امام، به عضويت شوراي انقلاب اسلامي درآمد. ايشان پس از پيروزي انقلاب اسلامي به نمايندگي مردم کرمان در مجلس خبرگان قانون اساسي، نمايندگي مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي و به وزارت آموزش و پرورش رسيد و پس از انتخاب شهيد رجايي به رياست جمهوري، به عنوان نخست وزير به مجلس معرفي شد و با رأي قاطع مجلس، کابينه خود را معرفي کرده بود.
روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد
منبع: www.irib.ir
چرا آتش داغ است؟
پاسخ اين سؤال تعريف خود آتش است. در واقع آتش يك كنش شيميايي است كه خيلي سريع صورت
گرفته و توليد نور و گرما مي كند. فعل و انفعالات شيميايي متعددي هستند كه منجر به بروز آتش مي گردند. رايج ترين و معمولي ترين آنها فعل و انفعالات بين اكسيژن و مواد سوختني است، اگر گرما و نور داده شوند آتش توليد مي شود. براي روشن كردن آتش سه عامل ضروري است. اول: ماده سوختني. دوم: اكسيژن. ماده سوختني با اكسيژن به سرعت تركيب مي شود. هنگامي كه چوب مي سوزد و يا گاز در اجاق روشن مي شود، اين مواد سوختني به سرعت با اكسيژن هوا تركيب مي شوند. عامل سوم گرما است. كاغذ و يا چوبي كه در مقابل هوا قرار مي گيرد آتش نمي گيرد. معمولا كبريتي لازم است كه آتش را روشن نمايد. و هنگامي كه كاغذ به اندازه كافي گرم مي شود، اكسيژن مي تواند سريع و راحت با آن تركيب شود و آنگاه است كه شعله هاي آتش كاغذ را مي بينيم. هر سوختي درجه حرارت اشتعال خاص خود را دارد كه به نام درجه حرارت اشتعال يا نقطه اشتعال ناميده مي شود. حال اگر تصور كنيد كه يك تكه چوب با كمك شعله آتش به حد اشتعال برسد، مي بينيد كه چوب آتش نمي گيرد. دليل اين امر اين است كه اكسيژن به خودي خود با چوب تركيب نمي گردد بلكه حرارت است كه سبب مي شود سطح خارجي چوب تجزيه شده و تبديل به گاز شود. و همانطور كه حرارت افزايش مي يابد، به سرعت ذرات گاز و اكسيژن در فضا افزوده مي شود. و تحت اين شرايط است كه ذرات گاز و اكسيژن سريع و راحت با هم تركيب مي شوند و ما حرارت و نور متصاعد شده و شعله هاي آتش را مي بينيم. در بعضي از سوختن ها هيچ گونه نوري متصاعد نمي شود و اگر ماده سوختني با اكسيژن به طور آهسته تركيب شود فقط گرما احساس مي شود. اين وضعيت را به هنگام زنگ زدن آهن مي توان مشاهده نمود. زنگ زدن در حقيقت يك نوع سوختن است و اين سوختن به حدي آهسته و آرام صورت مي گيرد كه حتي حرارت و گرماي متصاعد شده را هم نمي توان احساس كرد. آتش نتيجه سوختن و يا احتراق سريع است. در احتراق گرما و نور با هم توليد مي شوند.
منبع: كتاب بمن بگو چرا (جلد نهم)
چه چيز باعث سرما و گرما مي شود؟
بعضي اشياء سرد و بعضي گرم هستند. گاهي اوقات هوا گرم و پاره اي اوقات سرد است. اين اختلاف
چگونه به وجود مي آيد؟ بر اساس فرضيه هاي موجود حرارت نتيجه حركت اتم ها و مولكول هاست. مثلا مولكول ها و اتم هاي موجود در هوا مي توانند به آزادي حركت كرده و با يكديگر برخورد كرده و يا به اشياء در مسير حركت خود اصابت كنند. اين ذرات كوچك مي توانند سريع و يا آهسته حركت كنند. اگر سريع حركت كنند ما مي گوييم درج حرارت هوا بالا است و يا هوا گرم است. اگر آهسته حركت كنند ما هواي سرد را احساس مي كنيم. در مورد جامدات و مايعات، اتم ها و مولكول ها نمي توانند آزادانه حركت كنند، اما مي توانند به سرعت خود اضافه كنند. مثلا در يك ميله آهني داغ، اتم ها در هر ثانيه يك ميليون بار مرتعش مي شوند، و اين سرعت ارتعاش خيلي بالا است. و اگر شما نوك انگشت خود را به اين ميله آهني بزنيد بلافاصله احساس درد و ناراحتي مي كنيد، زيرا حركت و اصابت شديد و ناگهاني مولكول هاي آهن بدست شما اين وضعيت را پديد آورده است. آيا مولكول ها واقعا حركت مي كنند؟ آزمايشات بي شماري حركت مداوم مولكول ها را ثابت كرده اند. در واقع، ذرات ميكروسكوپي ميليوني مواد مختلف در آب، در زير ميكروسكوپ قابل رؤيت هستند و حركت آنها را مي توان مشاهده كرد. در درجه حرارت ذوب يخ. بطور متوسط، يك مولكول اكسيژن با سرعتي برابر با 1400 پا در ثانيه حركت مي كند و سرعت حركت يك مولكول هيدروژن در شرايط مساوي تقريبا چهار برابر اكسيژن است. حتي در يك اينچ مكعب هوا در هر ثانيه ميلياردها برخورد مولكولي بوجود مي آيد. گرما و درجه حرارت با هم تفاوت دارند. انرژي حرارتي كه يك جسم دارا است بستگي به انرژي حركتي اتم ها و مولكول هاي آن دارد. مقدار گرما به وسيله كالري اندازه گيري مي شود. يك كالري مقدار گرمايي است كه مي تواند درجه حرارت يك گرم آب را يك درجه سانتي گراد بالا ببرد. اما درجه حرارت يك جسم، نشانگر سطح و يا درجه اي است كه حرارت و گرما به آن وارد شده و همراه جسم است. سردترين درجه ممكن 273 درجه زير صفر است و دانشمندان معتقدند كه در اين درجه مولكول ها در استراحت كامل هستند.
منبع: كتاب بمن بگو چرا (جلد نهم)
بمباران اتمي هيروشيما و ناكازاكي
63 سال پيش در روز 6 اوت سال 1945 ميلادي نخستين حمله اتمي جهان عليه شهر هيروشيما صورت گرفت. با اين حمله عصر هسته اي جهان آغاز گشت و لكه سياهي در تاريخ بشريت ثبت شد. در روز 26 ژوييه سال 1945 ميلادي آمريكا به ژاپن يك اولتيماتوم مي دهد؛ يا تسليم يا نابودي. در روز 28 ژوييه ژاپن اولتيماتوم آمريكا را رد مي كند. آمريكا كه به طور مخفيانه به بمب اتمي دست يافته بود و دست به آزمايش هسته اي زده بود از قدرت تخريب وحشتناك اين سلاح جديد مطلع بود اما ژاپن نمي دانست چه فاجعه اي در انتظارش است. پس از اينكه هري ترومن رييس جمهور آمريكا تصميم به بمباران اتمي هيروشيما گرفت دستور داد بمباران اين شهر متوقف شود تا آثار مخرب بمب اتمي كاملا مشهود باشد. در آن زمان تمام شهرهاي بزرگ ژاپن آماج بمباران هاي هوايي آمريكا بودند. در روز 6 اوت سال 1945 ميلادي در ساعت 2و30 دقيقه بامداد به وقت محلي شرايط جوي هيروشيما ايده آل بود. بمب افكن بي 29 انولا گاي از فرودگاه نظامي آمريكايي تينيان در مجمع الجزاير ماريان واقع در اقيانوس آرام به هوا برخاست. خلبان تيبتس تنها فردي در اين هواپيما بود كه از ماهيت بمب 4.5 تني به نام «ليتل بوي» كه حمل مي كرد، باخبر بود. در ساعت 8 و 9 دقيقه شهر هيروشيما از وراي ابرها پديدار مي شود.در ساعت 8 و 15 دقيقه و 17 ثانيه بمب رها مي شود. در اين روز تابستاني بسياري از مردم شهرهاي نزديك به هيروشيما آمده بودند تا به پاكسازي ويراني هاي ناشي از بمباران چند روز پيش بپردازند. جمعيت شهر در آن روز حدود 350000 نفر تخمين زده مي شد ، با اين كه تابستان بود و دانشگاه ها و مدارس تعطيل بودند، اما هيچ يك از دانشجويان يا دانش آموزان به تعطيلات نرفته بودند. دانش آموزان دختر و پسر به دليل جنگ هر روز در كارخانه هاي نظامي كار مي كردند، يا به پاكسازي ويراني هاي ناشي از بمباران ها مي پرداختند. آنها از همه جا بي خبر نمي دانستند كه تا ثانيه هايي ديگر چه فاجعه اي در انتظارشان است. خلبان تيبتس پس از رهاكردن بمب اتمي به سرعت از محل دور شد و از فاصله اي دور از لحظه انفجار عكس گرفت و به پايگاه خود بازگشت. انفجار 43 ثانيه بعد در ارتفاع 600 متري برفراز مركز شهر هيروشيما رخ مي دهد. پس از انفجار بمب اتمي 3 تاثير ويرانگر آن نمايان مي شوند. در نخستين ميليونيم ثانيه انرژي حرارتي در فضا آزاد شده و هوا در محوطه اي به شعاع يك كيلومتر به گلوله آتش مبدل مي شود و حرارتي معادل چند ميليون درجه براي چند ثانيه برفراز هيروشيما آسمان را به آتش مي كشد. در زمين هنگام رسيدن هرم گرما درجه حرارت چندين هزار درجه سانتي گراد است. در شعاع يك كيلومتري ناگهان همه چيز بخار شده و به خاكستر تبديل مي شوند. در محوطه اي به شعاع 4 كيلومتر ساختمان ها و انسان ها ناگهان آتش مي گيرند و در شعاع 8 كيلومتري مردم دچار سوختگي هاي شديد درجه 3 مي شوند. پس از حرارت، نوبت موج انفجار است كه تاثير ويرانگر خود را نشان دهد به دليل آزاد شدن گازهاي بسيار گرم موج انفجار با سرعت 1000 كيلومتر در ساعت مشابه يك ديوار جامد هوا است كه در شعاع 2 كيلومتر همه چيز را به غبار تبديل مي كند. از مجموع 90 هزار ساختمان شهر هيروشيما 62 هزار ساختمان به كلي از ميان مي روند. سپس نوبت تاثير سوم انفجار اتمي مي رسد كه در سال 1945 ميلادي هنوز چندان شناخته شده نبود، در حاليكه شاخصه ويژه انفجار هسته اي است، تاثير تشعشعات راديواكتيو كه موجب انواع سرطان ها، بيماري هاي خوني و ... مي شود. اين يكي از همه وحشتناك تر است زيرا آثار آن روزها، ماه ها و حتي سال ها پس از انفجار خود را نشان مي دهند. بمب اتمي كه برفراز هيروشيما منفجر شد را آمريكايي ها «ليتل بوي» ناميده بودند و قدرت آن معادل انفجار 13 هزار تن تي ان تي بود. در انفجار بمب اتمي 80 هزار نفر از مردم هيروشيما كشته شده و 70 هزار نفر مجروح مي شوند كه اغلب آنها نيز اندكي بعد جان خود را از دست مي دهند. اين تلفات جدا از هزاران انساني است كه ماه ها و سال هاي بعد به دليل تاثير مواد راديواكتيو در اثر ابتلا به بيماري سرطان و ديگر بيماري ها جان خود را از دست مي دهند. حتي تا سال ها بعد از انفجار هزاران كودك ناقص الخلقه متولد شدند كه سالهاي زندگي را با رنج و درد به پايان رساندند. دو روز پس از بمباران هیروشیما و بر خلاف انتظار و میل آمریکا، دولت شوروی به امپراتوری ژاپن اعلان جنگ داد و نیروهای ارتش سرخ شوروی به مواضع ژاپن در منچوری یورش بردند. ورود شوروی به جبهه جنگ اقیانوس آرام باعث شد که دولت آمریکا مصمم شود هرچه سریعتر جنگ را به نفع خود و بدون مشارکت شوروی خاتمه دهد. در این راستا استفاده بیشتر از سلاح هستهای سادهترین راه فشار بر ژاپن بود، و نیروهای مسلح آمریکا برای استفاده مجدد از بمب هستهای نیازی به مجوز جدید دولت نداشتند؛ زیرا مجوزی که ترومن برای حمله اتمی صادر کرده بود اجازه استفاده از بمبهای جدید را میداد. بر اساس اطلاعات هواشناسی نیروی هوایی آمریکا، بازهٔ زمانی مساعد برای حمله دوم به ژاپن سه روز پس از حمله اول پدیدار میشد، و باید از این بازه حداکثر استفاده به عمل میآمد. هدف بعدی برای بمباران هستهای، شهر کوکورا بود که صنایع گسترده نظامی و اسلحهسازی در آن وجود داشت. در ابتدای ماموریت بر اساس گزارش هواشناسی، دید مناسبی برای هدفگیری بر فراز کوکورا وجود داشت. اما وقتی هواپیمای بمبافکن به حدود منطقه مورد نظر رسید، تمام آسمان شهر با دود و غبار پوشیده شده بود و امکان پیدا کردن هدف را از میان برده بود. علاوه بر دید کم، پدافند هوایی و ظاهر شدن هواپیماهای شکاری ژاپن مساله را کمی بغرنج کرده بود. پس از صرف نظر از بمباران منطقه کوکورا، بمبافکن آمریکایی فقط سوخت کافی برای بازگشت به پایگاه هوایی در اوکیناوا داشت. فرمانده عملیات تصمیم گرفت که بجای رها کردن بمب اتمی در دریا و یا بازگرداندن آن به پایگاه، بهتر است آن را بر روی ناکازاکی بیاندازند که در مسیر بازگشت بمبافکن به پایگاه هوایی در اوکیناوا قرار داشت و یکی از اهداف کماهمیتتر آمریکا در ژاپن محسوب میشد. بدین ترتیب در تاریخ پنجشنبه ۹ اوت ۱۹۴۵ میلادی، بمب دیگری به نام « فت من » (Fat Man) بر روی شهر ناکازاکی انداخته شد. پس از نابودی ناکازاکی، ژاپن مجبور به تسلیم شد.
منابع: www.khanevadeyema.com www.fa.wikipedia.org