
انفجار دفتر نخست وزيري به دست منافقين و شهادت رجايي و باهنر
هشتم شهریور، یاد آور کوچ دو پرستوی بالا رفته تا افق عرش، رجایی و باهنر است. دو معلم بزرگ عمل، نه شعار. دو آموزگار وارسته که پیشه شان انسانیت و خلوص بود. به روح دردمند و آزاد شده آلاله های خونین هشتم شهريور ماه ١٣٦٠ سرزمین اسلامي مان ايران عزيز، سلام و درود می فرستیم. شهادت
تحفه قدسى است؛ ميراث مقدس اولياء و ابرار است؛ باب خاص بهشت است. اين تحفه را به هدايت هر كس نبرند و اين ارث را ارزانى سفلگان نمى كنند و اين در را جز به روى خاصان و خالصان نمى گشايند. تاريخ شهادت، از هابيل تا امام حسين (ع) و از حسين (ع) تا امروز، مكرر بر اين حقيقت مُهر تأييد زده است که در مسلخ عشق جز نكو را نكشند. در تاريخ هر ملتى نشيب و فراز هاى تلخ و شيرينى وجود دارند كه بعضاً تعیین كننده سرنوشت و سازنده فرهنگ آن ملت مى باشند. تحقق نظام جمهوری اسلامى در ايران به رهبرى امام خمينى (ره) ، بزرگمردى كه جهان مانند او را كمتر به خود ديده است و جان فشانى هاى فرزندان فداكار اين مرز و بوم بزرگترين و عظيم ترين فراز تاريخ ماست كه داراى خاطرات تلخ و شيرين زيادى است. رجائى و باهنر دو شهيدى كه همواره در سنگرهاى مختلف فكرى، آموزشى و سياسى، همكار و همرزم بودند، تا آنجا كه در كنار يكديگر به آتش كين منافقان سوختند و فصلى از شهادت را به نام هفته دولت در تاريخ انقلاب گشودند. پس از عزل بني صدر از رياست جمهوري، دشمنان انقلاب با از ميان بردن مسئولين نظام قصد براندازي حکومت اسلامي را در سر مي پروراندند. در اين راستا، فاجعه هفتم تير سال ١٣٦٠ و شهادت آيت الله بهشتي و ۷۲ تن از ياران انقلاب ثمره تصميم شيطاني استکبار جهاني و دشمنان جمهوري اسلامي بود. پس از آن، گرچه عکس العمل سريع، قاطع و انقلابي حضرت امام خميني (ره)، هر گونه ابتکار عمل را از دشمنان سلب نمود ولي کار به زعم دشمنان هنوز به اتمام نرسيده بود و طرح نابودي مسؤولان طراز اول مملکت، در رأس فعاليت آنها قرار داشت. بدين ترتيب واقعه هشتم شهريور همان سال به وقوع پيوست و رئيس جمهور محبوب، محمد علي رجايي و نخست وزير متفکر و دانشمندش، حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر در انفجار دفتر نخست وزيري به درجه رفيع شهادت نائل آمدند. شهيد رجايي پس از پيروزي انقلاب، مسئوليت وزارت آموزش و پرورش را به عهده گرفت و به دنبال تمايل مجلس، در مرداد ماه ١٣۵٩، به عنوان اولين نخست وزير جمهوري اسلامي ايران به مجلس معرفي و برگزيده شد. سرانجام به دنبال عزل بني صدر، شهيد رجايي به رياست جمهوري انتخاب شده بود. شهيد باهنر نيز با داشتن سابقه مبارزاتي در عرصه انقلاب با فرمان حضرت امام، به عضويت شوراي انقلاب اسلامي درآمد. ايشان پس از پيروزي انقلاب اسلامي به نمايندگي مردم کرمان در مجلس خبرگان قانون اساسي، نمايندگي مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي و به وزارت آموزش و پرورش رسيد و پس از انتخاب شهيد رجايي به رياست جمهوري، به عنوان نخست وزير به مجلس معرفي شد و با رأي قاطع مجلس، کابينه خود را معرفي کرده بود.
روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد
منبع: www.irib.ir
بمباران اتمي هيروشيما و ناكازاكي
63 سال پيش در روز 6 اوت سال 1945 ميلادي نخستين حمله اتمي جهان عليه شهر هيروشيما صورت گرفت. با اين حمله عصر هسته اي جهان آغاز گشت و لكه سياهي در تاريخ بشريت ثبت شد. در روز 26 ژوييه سال 1945 ميلادي آمريكا به ژاپن يك اولتيماتوم مي دهد؛ يا تسليم يا نابودي. در روز 28 ژوييه ژاپن اولتيماتوم آمريكا را رد مي كند. آمريكا كه به طور مخفيانه به بمب اتمي دست يافته بود و دست به آزمايش هسته اي زده بود از قدرت تخريب وحشتناك اين سلاح جديد مطلع بود اما ژاپن نمي دانست چه فاجعه اي در انتظارش است. پس از اينكه هري ترومن رييس جمهور آمريكا تصميم به بمباران اتمي هيروشيما گرفت دستور داد بمباران اين شهر متوقف شود تا آثار مخرب بمب اتمي كاملا مشهود باشد. در آن زمان تمام شهرهاي بزرگ ژاپن آماج بمباران هاي هوايي آمريكا بودند. در روز 6 اوت سال 1945 ميلادي در ساعت 2و30 دقيقه بامداد به وقت محلي شرايط جوي هيروشيما ايده آل بود. بمب افكن بي 29 انولا گاي از فرودگاه نظامي آمريكايي تينيان در مجمع الجزاير ماريان واقع در اقيانوس آرام به هوا برخاست. خلبان تيبتس تنها فردي در اين هواپيما بود كه از ماهيت بمب 4.5 تني به نام «ليتل بوي» كه حمل مي كرد، باخبر بود. در ساعت 8 و 9 دقيقه شهر هيروشيما از وراي ابرها پديدار مي شود.در ساعت 8 و 15 دقيقه و 17 ثانيه بمب رها مي شود. در اين روز تابستاني بسياري از مردم شهرهاي نزديك به هيروشيما آمده بودند تا به پاكسازي ويراني هاي ناشي از بمباران چند روز پيش بپردازند. جمعيت شهر در آن روز حدود 350000 نفر تخمين زده مي شد ، با اين كه تابستان بود و دانشگاه ها و مدارس تعطيل بودند، اما هيچ يك از دانشجويان يا دانش آموزان به تعطيلات نرفته بودند. دانش آموزان دختر و پسر به دليل جنگ هر روز در كارخانه هاي نظامي كار مي كردند، يا به پاكسازي ويراني هاي ناشي از بمباران ها مي پرداختند. آنها از همه جا بي خبر نمي دانستند كه تا ثانيه هايي ديگر چه فاجعه اي در انتظارشان است. خلبان تيبتس پس از رهاكردن بمب اتمي به سرعت از محل دور شد و از فاصله اي دور از لحظه انفجار عكس گرفت و به پايگاه خود بازگشت. انفجار 43 ثانيه بعد در ارتفاع 600 متري برفراز مركز شهر هيروشيما رخ مي دهد. پس از انفجار بمب اتمي 3 تاثير ويرانگر آن نمايان مي شوند. در نخستين ميليونيم ثانيه انرژي حرارتي در فضا آزاد شده و هوا در محوطه اي به شعاع يك كيلومتر به گلوله آتش مبدل مي شود و حرارتي معادل چند ميليون درجه براي چند ثانيه برفراز هيروشيما آسمان را به آتش مي كشد. در زمين هنگام رسيدن هرم گرما درجه حرارت چندين هزار درجه سانتي گراد است. در شعاع يك كيلومتري ناگهان همه چيز بخار شده و به خاكستر تبديل مي شوند. در محوطه اي به شعاع 4 كيلومتر ساختمان ها و انسان ها ناگهان آتش مي گيرند و در شعاع 8 كيلومتري مردم دچار سوختگي هاي شديد درجه 3 مي شوند. پس از حرارت، نوبت موج انفجار است كه تاثير ويرانگر خود را نشان دهد به دليل آزاد شدن گازهاي بسيار گرم موج انفجار با سرعت 1000 كيلومتر در ساعت مشابه يك ديوار جامد هوا است كه در شعاع 2 كيلومتر همه چيز را به غبار تبديل مي كند. از مجموع 90 هزار ساختمان شهر هيروشيما 62 هزار ساختمان به كلي از ميان مي روند. سپس نوبت تاثير سوم انفجار اتمي مي رسد كه در سال 1945 ميلادي هنوز چندان شناخته شده نبود، در حاليكه شاخصه ويژه انفجار هسته اي است، تاثير تشعشعات راديواكتيو كه موجب انواع سرطان ها، بيماري هاي خوني و ... مي شود. اين يكي از همه وحشتناك تر است زيرا آثار آن روزها، ماه ها و حتي سال ها پس از انفجار خود را نشان مي دهند. بمب اتمي كه برفراز هيروشيما منفجر شد را آمريكايي ها «ليتل بوي» ناميده بودند و قدرت آن معادل انفجار 13 هزار تن تي ان تي بود. در انفجار بمب اتمي 80 هزار نفر از مردم هيروشيما كشته شده و 70 هزار نفر مجروح مي شوند كه اغلب آنها نيز اندكي بعد جان خود را از دست مي دهند. اين تلفات جدا از هزاران انساني است كه ماه ها و سال هاي بعد به دليل تاثير مواد راديواكتيو در اثر ابتلا به بيماري سرطان و ديگر بيماري ها جان خود را از دست مي دهند. حتي تا سال ها بعد از انفجار هزاران كودك ناقص الخلقه متولد شدند كه سالهاي زندگي را با رنج و درد به پايان رساندند. دو روز پس از بمباران هیروشیما و بر خلاف انتظار و میل آمریکا، دولت شوروی به امپراتوری ژاپن اعلان جنگ داد و نیروهای ارتش سرخ شوروی به مواضع ژاپن در منچوری یورش بردند. ورود شوروی به جبهه جنگ اقیانوس آرام باعث شد که دولت آمریکا مصمم شود هرچه سریعتر جنگ را به نفع خود و بدون مشارکت شوروی خاتمه دهد. در این راستا استفاده بیشتر از سلاح هستهای سادهترین راه فشار بر ژاپن بود، و نیروهای مسلح آمریکا برای استفاده مجدد از بمب هستهای نیازی به مجوز جدید دولت نداشتند؛ زیرا مجوزی که ترومن برای حمله اتمی صادر کرده بود اجازه استفاده از بمبهای جدید را میداد. بر اساس اطلاعات هواشناسی نیروی هوایی آمریکا، بازهٔ زمانی مساعد برای حمله دوم به ژاپن سه روز پس از حمله اول پدیدار میشد، و باید از این بازه حداکثر استفاده به عمل میآمد. هدف بعدی برای بمباران هستهای، شهر کوکورا بود که صنایع گسترده نظامی و اسلحهسازی در آن وجود داشت. در ابتدای ماموریت بر اساس گزارش هواشناسی، دید مناسبی برای هدفگیری بر فراز کوکورا وجود داشت. اما وقتی هواپیمای بمبافکن به حدود منطقه مورد نظر رسید، تمام آسمان شهر با دود و غبار پوشیده شده بود و امکان پیدا کردن هدف را از میان برده بود. علاوه بر دید کم، پدافند هوایی و ظاهر شدن هواپیماهای شکاری ژاپن مساله را کمی بغرنج کرده بود. پس از صرف نظر از بمباران منطقه کوکورا، بمبافکن آمریکایی فقط سوخت کافی برای بازگشت به پایگاه هوایی در اوکیناوا داشت. فرمانده عملیات تصمیم گرفت که بجای رها کردن بمب اتمی در دریا و یا بازگرداندن آن به پایگاه، بهتر است آن را بر روی ناکازاکی بیاندازند که در مسیر بازگشت بمبافکن به پایگاه هوایی در اوکیناوا قرار داشت و یکی از اهداف کماهمیتتر آمریکا در ژاپن محسوب میشد. بدین ترتیب در تاریخ پنجشنبه ۹ اوت ۱۹۴۵ میلادی، بمب دیگری به نام « فت من » (Fat Man) بر روی شهر ناکازاکی انداخته شد. پس از نابودی ناکازاکی، ژاپن مجبور به تسلیم شد.
منابع: www.khanevadeyema.com www.fa.wikipedia.org
۵ ارديبهشت سالروز شكست حمله نظامي آمريكا به ايران در سال ۱۳۵۹
واقعه طبس ميتواند عظمت الهي و امداد غيبي را براي مردم آشكار كند و درس عبرتي براي آيندگان تاريخ شود، ماجراي طبس يكي از رسواترين توطئههاي شكست خورده امپرياليسم آمريكا عليه انقلاب اسلامي ايران است، بدون شك اين ماجرا يكي از معجزات بزرگ قرن به حساب ميآيد، زيرا شيطان بزرگ آمريكا با تمامي توان و با سود بردن از دقيقترين و پيچيدهترين امكانات نظامي و با تداركات همه جانبه و هماهنگي كليهي عوامل داخلي و خارجي به بهانة آزادي جاسوسان خود در ايران، اما در حقيقت به قصد درهم شكستن انقلاب و نابودي نظام جمهوري اسلامي، تهاجم خود را آغاز كرد، سران كاخ سياه و پنتاگون از موفقيت اين عمليات كمال اطميمنان را داشتند چرا كه هيچ عامل و نيرويي را در شكست خود دخيل نميدانستند، اما از آنجايي كه خداوند همواره حافظ اين ملت و انقلاب بود در طبس نيز امدادهاي غيبي او عينيت يافت.
شگفتي ماجراي تجاوز وقتي روشن ميشود كه بدانيم دولت متجاوز آمريكا در رابطه با چنين مأموريتي بيش از 5 ماه در صحراي آريزونا تعليمات پيچيده و فشرده اي را به كماندو هاي خود داده بود و از كليه تجهيزات و بودجه نامحدود استفاده نمود و همچنين سازمان هواشناسي آمريكا وضع جوّي ايران، بخصوص منطقه فرود در صحراي طبس را كاملاً مورد پيش بيني علمي قرار داده بود و به علت اين كه هواي آن شب مهتابي بود، ورود هر نوع هواي غيرمطلوب و وقوع طوفان بعيد به نظر ميرسيد.
غروب روز پنجشنبه 4 ارديبهشت 1359 تعداد شش فروند هواپيماي سي – 130 ، نود نفر كماندوي اين عمليات كه نامش دلتا يا نور سبز بود را به ناو هواپيمابر نيميتز در درياي عمان و نزديك آبهاي ايران منتقل كردند. در نيمه شب تاريخ مذكور، هواپيماها به همراه 8 فروند هلي كوبتر نفربر از عرشه ناو هواپيمابر با ارتفاع پائين به پرواز در آمدند و طبق نقشه ميبايست در فرودگاه شماره 1 واقع در صحراي طبس فرود ايند و سپس هلي كوپترها كماندوها را به اطراف تهران منتقل كنند و از آنجا با كاميون هايي كه از قبل توسط عوامل مزدور داخلي خيانتكار آماده شده بود به اطراف لانه جاسوسي انتقال دهند.
اما سپاه شيطان در چنگال عذاب الهي گرفتار شد، توفاني از شن برخاست، هواپيماها و هلي كوپترها كه آماده پرواز بودند دچار مشكل شدند در اين هنگام يك هلي كوپتر با هواپيمايي بر خورد مي كند و جهنمي از آتش بر پا مي شود و 8 نفر آمريكايي در آتش عذاب الهي گرفتار شده و مي سوزند، ترس و وحشت بر دل نيروهاي متجاوز غلبه مي كند و همگي جان خود را گرفته سوار بر هواپيماها شده و با به جا گذاشتن هلي كوپترها فرار مي كنند. اسناد سري و مهمي در درون هلي كوپترها به جاي مانده بود. به دستور مستقيم بني صدركه در آن زمان علاوه بر رياست جمهوري، فرماندهي كل قوا را هم بر عهده داشت، هلي كوپترها بمباران شد و اسناد سري و مهم باقي مانده در آتش سوختند و پاسدار محمد منتظر قائم فرمانده سپاه يزد كه از هلي كوپترها حفاظت مي كرد به شهادت رسيد.
چند نكته قابل ذكر است:
1- در اين عمليات كشورهاي مصر، عربستان، تركيه، عمان و پاكستان امكانات خود را در اختيار آمريكا قرار داده بودند.
2- مزدوران رژيم صهيونيستي در جريان طراحي حمله به طبس نقش بسيار فعالي داشتند.
3- در شب حادثة طبس، چراغهاي ورزشگاه شهيد شيرودي تا صبح روشن باقي ماند.
منبع: مشخص نيست...