
درياي مرده (بحر الميت) چيست؟
شايد اين نام كمي عجيب باشد ولي هيچ درياي ديگري در جهان وجود ندارد كه اينقدر نام هاي گوناگون داشته است. براي اولين بار نويسندگان يونان قديم اين دريا را "درياي مرده" ناميدند. عبري ها آن را "درياي نمك" خواندند و نويسندگان عرب اين دريا را "درياي بدبو" نام نهادند.
چه چيزي درباره اين دريا آنقدر عجيب است؟ در حقيقت درياچه اي است بزرگ، شور و باريك كه بين كشور اردن و سرزمين هاي اشغالي (اسرائيل) قرار گرفته است. اين دريا در منزقه اي ژرف كه شبيه شكافي عظيم است، واقع شده است. طول درياي مرده 48 ميل و عرض آن از 3 تا 11 ميل است. درياي مرده پست ترين منطقه آبي در جهان است. سطح اين دريا در حدود 1300 پا پايين تر از سطح دريا است. قسمت جنوبي آن خيلي كم عمق ولي در قسمت شمالي عمق آن در حدود 1300 پا ميباشد. هيچ رودخانه اي از اين دريا جريان پيدا نميكند، ولي رودخانه اردن از طرف شمال و نهرهاي كوچكي از ارتفاعات اطراف آن به آن ميريزند. فقط از يك راه آب اضافي آن اين دريا به خارج منتقل ميگردد و آن هم از طريق تبخير است! عمل تبخير مقدار زيادي مواد معدني از قبيل نمك، پتاس، كلوريد منيزيوم و برومين در اين دريا متمركز و انباشته مي سازد.
درياي مرده شور ترين منطقه آبي در جهان است. آب آن شش مرتبه از آب اقيانوس شورتر است! مقدار زيادي مواد معدني در آن متمركز گرديده كه انشان هنگام شنا در اين دريا به حالت شناور روي آب باقي مانده و سر و شانه هاي او پيوسته بيرون از آب قرار ميگيرند! اين مواد معدني براي انسان با ارزش مي باشند. در حقيقت برآورد شده كه تقريبا دو ميليون تن پتاس در اين دريا حل گرديده است كه براي تهيه كود مصنوعي مورد استفاده قرار ميگيرد.
منبع: كتاب بمن بگو چرا (جلد اول)
ماهواره (قمر مصنوعي)
ماهواره، یا «قمر مصنوعی»، به دستگاههای ساخت بشر گفته میشود که در مدارهایی در فضا به گرد زمین یا سیارات دیگر میچرخند. اهمیت ماهوارهها برای مخابرات و بررسی منابع زمینی و پژوهش و کاربردهای نظامی و جاسوسی روزافزون است. بخشی از پژوهشهای علمی و تخصصی که در آزمایشگاههای مستقر در فضا انجام میشود، هرگز نمیتوانست روی کره زمین جنبه عملی به خود گیرد.
ظاهرا نخستین اشاره به ماهواره در ادبیات، نوشتهای از ادوار
د اورت هیل است. او در سال ۱۸۶۹ در داستانی بنام «ماه آجری» از ماهوارهای حامل انسان نام میبرد که به دور زمین میگردد. ژول ورن نیز در داستان «میلیونهای بگم» در سال ۱۸۷۹ از گلوله توپی نام میبرد که بطور ناخواسته در مدار زمین به گردش درآمدهاست. کنستانتین سیولخوسکی نیز در رساله خود بنام «اکتشاف فضای کیهانی با وسائل عکسالعملی» در میان انبوهی از اندیشههای نو در مورد فضانوردی، از ماهواره نیز نام میبرد. در سال ۱۹۴۵ آرتور سی. کلارک نویسنده داستانهای علمی، برای اولین بار پیشنهاد کرد که ماهوارههای ارتباطی برای تامین ارتباط در سراسر زمین در مدار زمینهمزمان کره زمین قرار گیرند. تاریخچه ماهوارههای مصنوعی: اولین ماهواره مصنوعی اسپوتنیک ۱ (Sputnik ۱) بود که توسط شوروی در ۴ اکتبر ۱۹۵۷ شروع به کار کرد. که این باعث به راه افتادن یک رقابت فضایی بین شوروی و آمریکا شد. آمریکا نیز اولین ماهواره خود را در ۳۱ ژانویه ۱۹۵۸ به فضا پرتاب کرد. بزرگترین ماهواره مصنوعی که هم اکنون به دور زمین میچرخد ایستگاه بین المللی فضایی میباشد.
چندين نوع از نواع ماهواره هاي ساخته شده به دست بشر:
•ماهواره ضد سلاح: که بعضی مواقع ماهوارههای کشنده نیز خوانده میشوند، که ماهوارههایی هستند که برای خراب کردن ماهوارههای دشمن و دیگر سلاحهای مداری و اهداف دیگر طراحی شدهاند. که هم آمریکا و هم روسیه از این نوع ماهواره دارند.
•ماهوارههای ستارهشناختی: که برای مشاهده فاصله سیارهها و کهکشانها و دیگر اشیای خارجی فضا استفاده میشود.
•ماهوارههای زیستی : ماهوارههایی هستند که برای حمل ارگانیسمهای زنده طراحی شدهاند، عموماً برای آزمایشهای علمی استفاده میشوند.
•ماهوارههای مخابراتی : ماهوارههایی هستند که برای اهداف ارتباط راه دور در فضا قرار گرفتهاند. ماهوارههای مخابراتی مدرن نوعاً از مدارهای زمینهمگام، مولنیا (Molniya) و پایینزمینی استفاده میکنند.
•ماهوارههای مینیاتوری : ماهوارههایی هستند که دارای وزن کم و سایز کوچک به طور غیر عادی میباشند. طبقه بندی جدیدی که برای گروه بندی این ماهوارهها استفاده میشود عبارت است از : ماهوارههای کوچک (۵۰۰-۲۰۰kg)، ماهوارههای میکرو (زیر ۲۰۰kg) و ماهوارههای نانو (زیر ۱۰ کیلوگرم)
•ماهوارههای هدایتکننده : ماهوارههایی هستند که از پخش کردن سیگنالهای رادیویی استفاده میکنند تا دریافت کنندههای موبایل را در زمین فعال نمایند تا مکان دقیق آنها مشخص شود.
•ماهوارههای اکتشافی : ماهوارههای مشاهداتی زمین یا ماهوارههای مخابراتی میباشند، که برای کاربردهای نظامی و جاسوسی مستقر شدهاند.• ماهوارههای زمین شناسی : ماهوارههایی هستند که برای نظارت بر محیط، هواشناسی و ساختن نقشه و... استفاده میشوند.
•ایستگاه فضایی : یک ساختار ساخته دست بشر میباشد که برای زندگی انسان در فضای خارج طراحی شدهاست. یک ایستگاه فضایی از انواع فضاپیماها به وسیله نقصش در نیرو محرکه زیاد یا امکانات بر زمین نشستن، متمایز میشود-به جای موتورهای دیگر به عنوان جابه جایی به و از ایستگاه استفاده میشود. ایستگاههای فضایی برای باقی ماندن در مدار برای مدت کوتاهی طراحی شدهاند، برای قسمتی از هفته یا ماه یا حتی سال.
•ماهوارههای تتر (Tether): ماهوارههایی هستند که به وسیله یک کابل که به آنها تتر (افسار) میگویند، به ماهوارههای دیگر وصل میشوند.
•ماهوارههای هوا شناسی: که به طور ابتدایی برای نشان دادن آب و هوای کره زمین به کار میروند.
ماهواره در یک مسیر بسته که آن را مدار ماهواره مینامند، به دور زمین در گردش است. این مسیر ممکن است دایرهای یا بیضی شکل باشد و مرکز زمین در مرکز این مسیر یا در یکی از کانونهای بیضی آن قرار دارد. ماهواره درصورتی که تحت تاثیر نیروهای گرانشی دیگری قرارنگیرد، همواره درصفحهای به نام صفحه مداری به گردش خود به دور زمین ادامه میدهد. حرکت این صفحه مداری به پریود مدار و زاویه صفحه با صفحه استوا بستگی دارد. اگر این زاویه صفر باشد، صفحه مداری منطبق بر صفحه استوایی زمین میشود.عموما ماهوارهها بروی چهار نوع مدار که بستگی به نوع کاربرد ماهواره دارد، قرار میگیرند:
•مدار پائین زمین: به ماهوارههایی که در فاصله نسبتا کمی از سطح زمین قرار دارند، ماهوارههای مدار پائین زمین گفته میشود. بیشترین ارتفاع این نوع ماهوارهها از سطح زمین بین ۳۲۰ تا ۸۰۰ کیلومتر است. مسیر حرکت این ماهوارهها از غرب به شرق و همجهت با دوران زمین بدور خود است. بدلیل نزدیکی فاصله این نوع ماهوارهها از سطح زمین، سرعت حرکت این ماهوارهها خیلی بیشتر از سرعت دوران زمین بدور خود است. گاهی سرعت این نوع ماهوارهها به ۲۷۳۵۹ کیلومتر در ساعت نیز میرسد. با این سرعت، این نوع از ماهوارهها میتوانند در هر ۹۰ دقیقه، یک دور کامل بدور زمین بگردند. برخی از ماهوارههای هواشناسی، ماهوارههای سنجش از دور و ماهوارههای جاسوسی از این نوعاند.
•مدار قطبی:ماهوارههای مدار قطبی به نوعی از ماهوارههایی گفته میشود که مسیر مدار حرکت آنها عمود بر خط استوا و مسیر دوران از قطبهای شمال و جنوب میگذرد. بعضی از ماهوارههای هواشناسی، ماهوارههای سنجش از دور و ماهوارههای جاسوسی از این نوعاند.
•مدار زمینایست: این در حالت کلی بروی مدار زمینایست و بر بالای خط استوا، در فاصله ۳۳۶۰۰ کیلومتری از سطح زمین قرار داند. این نوع ماهوارههای در فضا در مکانی ثابت قرار دارند و همراه با دوران زمین بدور خود، میگردند و بدلیل همین ثبات دارای سایهای ثابت (معروف به «جایپا») بر زمین هستند. به مدار زمینهمزمان مدار زمین ایست و یا مدار کلارک نیز گفته میشود. تمام ماهوارههای مخابراتی و تلویزیونی از این نوع هستند.
•مدار بیضوی: این ماهوارهها دارای مداری بیضوی هستند. دو نقطه مهم از مدار این ماهوارهها نقطه اوج و نقطه حضیض آنها است: قسمتی که به سطح زمین نزدیک میشوند به نام نقطه حضیض نامیده میشود. قسمتی که از سطح زمین دور میشود به نام نقطه اوج نامیده میشود. مسیر حرکت و دوران این نوع ماهواره مانند ماهوارههای قطبی از سمت شمال به جنوب است. چون اکثر ماهوارههای مخابراتی در مدار زمینایست قرار گرفتهاند، این ماهوارهها هیچ پوششی بروی قطبهای شمال و جنوب ندارند. به همین دلیل و جهت پوشش قطبها از ماهوارههای مدار قطبی استفاده میشود. در واقع این نوع از ماهوارهها شمالیترین و جنوبیترین قسمت نیمکرهها را پوشش میدهند.
منبع: www.fa.wikipedia.org
چه چيز باعث جلوگيري از حركت هواپيما در هوا مي شود؟
براي درك بهتر اين موضوع بايد اول بدانيم كه چه چيز باعث ماندن هواپيما در هوا ميگردد! چون وزن هواپيما بيشتر از وزن هواي هم حجم خود مي باشد لذا نيروهاي متعددي لازم است كه بتواند هواپيما را در هوا نگاه دارند. يكي از اين نيروها، نيروي بلند شدن است. هواپيما عمل بلند شدن را با حركت تدريجي خود در مقابل جريان هوا انجام ميدهد. حال چگونه اين حركت سبب بلند شدن ميگردد؟ در پاسخ
بايد بگوييم كه اين عمل بستگي به جريان هوا و وضعيت بال هاي هواپيما دارد. هواپيما در حالي كه به ظرف جلو حركت ميكند، جريان هوا در قسمت بالا و زير بال ها به حركت در مي آيد. هواي قسمت زيرين بال، در جهت مخالف حركت هواپيما سبب بلند شدن هواپيما ميگردد. هواي قسمت بالاي بال هواپيما، پس از برخورد به لبه بال به طرف بالا كشيده شده و در قسمت عقب بال ايجاد انحناء كرده و باعث كم شدن فشار هوا در قسمت عقب بال ميگردد. بنابراين دوحالت و دو عمل در اينجا همزمان اتفاق مي افتد. يكي اينكه هواي زير بال هواپيما را به طرف بالا هدايت ميكند و ديگر كم شدن فشار هواي قسمت بالاي بال كه همزمان كمك به كشيدن هواپيما به طرف بالا مي نمايد و حاصل هر دو عمل بلند شدن هواپيماست.
هواپيما براي اينكه به طرف جلو حركت كند ، نياز به قدرت موتور دارد. ملخ ها و يا موتور جت هواپيما حركتي شبيه حركت پيچ چوبي در داخل چوب را دارد و زماني كه ملخ يا موتور جت هواپيما كار ميكند هوا در مقابل آن مانند يك جسم جامد عمل كرده و نيروي موتور يا ملخ آن را خنثي كرده و هواپيما را به سمت جلو ميكشد. اين نيرو را نيروي پرتاب مي نامند. اين نيروي پرتاب معمولا به نيروي ديگري كه از طرف هواپيما بوجود آمده و سبب كشيدن هواپيما به سمت عقب ميگردد غلبه ميكند و همچنين نيروي بلند شدن به نيروي به نيروي جاذبه زمين غلبه ميكند و در نتيجه هواپيما ميتواند در هوا مانده و يا به سمت جلو حركت كند! تا زماني كه نيروي بلند شدن هواپيما به طرف بالا و نيروي كشش جاذبه به طرف پايين با هم برابر و مساوي هستند، هواپيما در يك سطح و مستقيم پرواز ميكند و اگر سرعت هواپيما افزوده شود، هواپيما به طرف بالا صعود مينمايد. زيرا نيروي بالا كشنده هواپيما بيشتر ميشود و خلبان بايستي نوك هواپيما را به پايين به كشاند.
زماني كه سرعت هواپيما كم ميشود، خلبان بايستي نوك هواپيما را به طرف بالا به كشاند. اگر سرعت كم شود و نوك هواپيما به طرف بالا كشانده نشود، عمل بلند شدن صورت نميگيريد. در اين حالت نوك هواپيما به طرف پايين كشيده شده و هواپيما باصطلاح واميزند و ممكن است تعادل خود را از دست بدهد!
وقتي كه هواپيما در ارتفاع بسيار بالا از سطح زمين واميزند زياد جاي نگراني نيست و هواپيما ميتواند سرعت و ارتفاع خود را بدست بياورد اما اين عمل در ارتفاع پايين ممكن است باعث سقوط هواپيما گردد.
منبع: كتاب بمن بگو چرا (جلد نهم)
مقایسه کامپیوتر با انسان
غالباً وقتي از کامپيوتر صحبت مي شود، تمايل عمومي اين است، که توانايي هاي آن را با انسان مورد مقايسه قرار دهند. شايد تشبيه انسان به کامپيوتر يا بالعکس، کار درستي نباشد، ولي براي سهولت بيان مطلب در مورد کامپيوتر، بد نيست چنين کاري صورت پذيرد، و بايد گفت که وجود اين تمايل عمومي به مقايسه چندان هم بي پايه نيست. طي سال هاي متمادي، همواره کوشش انسان اين بوده، که دستگاه هايي ساخته شود، تا به علت محدوديت فراگيري و بازيابي مغز انسان، جهت نگاه داري سوابق و اطلاعات، در مقابل دنيايي از اطلاعات و دانستني ها قد علم نمايد. بدين ترتيب بشر اقدام به ساختن کامپيوتر نمود، تا با سرعت، دقت، و صحت مورد نظر خود در کارهاي روزمره، ناهماهنگي موجود بين مغز و دانستني هاي خارج از محيط مغز را تا حدودي جبران نمايد. انسان موجودي متفکر و خلاق است، در صورتي که کامپيوتر قادر به فکر کردن نيست، و به خودي خود فاقد خلاقيت است(مگر اين که به هوش مصنوعي دسترسي پيدا کند). کامپيوتر مقلّدي با انضباط است که هر آنچه انسان براي او تعيين کند با دقت و سرعت انجام مي دهد. خلاصه در مقايسه نهايي کامپيوتر با انسان مي توان چنين گفت:
منبع: كتاب هزار و یک چون و چرا
چگونه وقت دقيق را تعيين مي كنيم؟
روز و سال دو واحد اصلي تعيين زمان هستند كه در اختيار ما قرار دارند. و هر دو در اثر حركت زمين تخمين زده مي شوند. چرخش زمين به دور محور خود روز شمسي را تعيين مي كند و گردش زمين به دور خورشيد باع
ث پيدايش سال شمسي مي گردد. يك روز شمسي به 24 ساعت تقسيم مي شود، هر ساعت به 60 دقيقه و هر دقيقه به 60 ثانيه. در واقع طول يك روز شمسي متغير است و اين به علت تغيير سرعت زمين به دور خورشيد است. اما اگر چه طول يك روز شمسي گاهي اوقات كمتر و يا بيشتر از 24 ساعت است، ما متوسط شب و روز را 24 ساعت در نظر مي گيريم. براي تعيين نقاط مختلف روي زمين، از خطوطي به نام نصف النهارات استفاده مي كنند. نصف النهارات خطوطي هستند كه به دور كره زمين كشيده شده و قطب شمال را به قطب جنوب متصل مي نمايند. نقاطي از كره زمين كه روي نصف النهار قرار گرفته داراي يك زمان و يا وقت هستند و نقاطي كه روي خطوط متفاوت شرقي و يا غربي هستند از نظر زماني با هم اختلاف دارند. اختلاف زماني براي هر نصف النهار يك ساعت مي باشد. نصف النهاري كه از منطقه اي به نام گرينويچ در انگلستان مي گذرد به نام نصف النهار مبداء ناميده شده و ساير نصف النهارات به سمت شرق و يا غرب به فاصله 15 درجه اي از هم ترسيم شده اند. در تمام نقاط دنيا ساعت زماني بر مبناي وقت گرينويچ تعيين مي شود. ستاره شناسان در رصدخانه گرينويچ ساعت هاي خود را با خورشيد و يا ستاره مخصوص تنظيم مي كنند. آن ها وقت دقيق را با عبور خورشيد و يا ستاره مخصوص از روي نصف النهار گرينويچ تعيين مي كنند. رصدخانه هاي ديگري در ساير نقاط دنيا نيز اين كار را انجام مي دهند. و به وسيله راديو وقت تعيين شده را به ساير نقاط دنيا اعلام مي دارند.در آمريكا، رصد خانه نيروي دريايي در واشنگتن وظيفه تعيين وقت دقيق را به عهده دارد. موتور هاي الكتريكي اين ساعت ها به وسيله ارتعاشات كريستال هاي كوارتز كنترل مي شود. اين ساعت ها زمان را با دقتي برابر ۲/۰ % ثانيه تعيين مي كنند.
منبع: كتاب بمن بگو چرا (جلد نهم)
چرا آتش داغ است؟
پاسخ اين سؤال تعريف خود آتش است. در واقع آتش يك كنش شيميايي است كه خيلي سريع صورت
گرفته و توليد نور و گرما مي كند. فعل و انفعالات شيميايي متعددي هستند كه منجر به بروز آتش مي گردند. رايج ترين و معمولي ترين آنها فعل و انفعالات بين اكسيژن و مواد سوختني است، اگر گرما و نور داده شوند آتش توليد مي شود. براي روشن كردن آتش سه عامل ضروري است. اول: ماده سوختني. دوم: اكسيژن. ماده سوختني با اكسيژن به سرعت تركيب مي شود. هنگامي كه چوب مي سوزد و يا گاز در اجاق روشن مي شود، اين مواد سوختني به سرعت با اكسيژن هوا تركيب مي شوند. عامل سوم گرما است. كاغذ و يا چوبي كه در مقابل هوا قرار مي گيرد آتش نمي گيرد. معمولا كبريتي لازم است كه آتش را روشن نمايد. و هنگامي كه كاغذ به اندازه كافي گرم مي شود، اكسيژن مي تواند سريع و راحت با آن تركيب شود و آنگاه است كه شعله هاي آتش كاغذ را مي بينيم. هر سوختي درجه حرارت اشتعال خاص خود را دارد كه به نام درجه حرارت اشتعال يا نقطه اشتعال ناميده مي شود. حال اگر تصور كنيد كه يك تكه چوب با كمك شعله آتش به حد اشتعال برسد، مي بينيد كه چوب آتش نمي گيرد. دليل اين امر اين است كه اكسيژن به خودي خود با چوب تركيب نمي گردد بلكه حرارت است كه سبب مي شود سطح خارجي چوب تجزيه شده و تبديل به گاز شود. و همانطور كه حرارت افزايش مي يابد، به سرعت ذرات گاز و اكسيژن در فضا افزوده مي شود. و تحت اين شرايط است كه ذرات گاز و اكسيژن سريع و راحت با هم تركيب مي شوند و ما حرارت و نور متصاعد شده و شعله هاي آتش را مي بينيم. در بعضي از سوختن ها هيچ گونه نوري متصاعد نمي شود و اگر ماده سوختني با اكسيژن به طور آهسته تركيب شود فقط گرما احساس مي شود. اين وضعيت را به هنگام زنگ زدن آهن مي توان مشاهده نمود. زنگ زدن در حقيقت يك نوع سوختن است و اين سوختن به حدي آهسته و آرام صورت مي گيرد كه حتي حرارت و گرماي متصاعد شده را هم نمي توان احساس كرد. آتش نتيجه سوختن و يا احتراق سريع است. در احتراق گرما و نور با هم توليد مي شوند.
منبع: كتاب بمن بگو چرا (جلد نهم)
چه چيز باعث سرما و گرما مي شود؟
بعضي اشياء سرد و بعضي گرم هستند. گاهي اوقات هوا گرم و پاره اي اوقات سرد است. اين اختلاف
چگونه به وجود مي آيد؟ بر اساس فرضيه هاي موجود حرارت نتيجه حركت اتم ها و مولكول هاست. مثلا مولكول ها و اتم هاي موجود در هوا مي توانند به آزادي حركت كرده و با يكديگر برخورد كرده و يا به اشياء در مسير حركت خود اصابت كنند. اين ذرات كوچك مي توانند سريع و يا آهسته حركت كنند. اگر سريع حركت كنند ما مي گوييم درج حرارت هوا بالا است و يا هوا گرم است. اگر آهسته حركت كنند ما هواي سرد را احساس مي كنيم. در مورد جامدات و مايعات، اتم ها و مولكول ها نمي توانند آزادانه حركت كنند، اما مي توانند به سرعت خود اضافه كنند. مثلا در يك ميله آهني داغ، اتم ها در هر ثانيه يك ميليون بار مرتعش مي شوند، و اين سرعت ارتعاش خيلي بالا است. و اگر شما نوك انگشت خود را به اين ميله آهني بزنيد بلافاصله احساس درد و ناراحتي مي كنيد، زيرا حركت و اصابت شديد و ناگهاني مولكول هاي آهن بدست شما اين وضعيت را پديد آورده است. آيا مولكول ها واقعا حركت مي كنند؟ آزمايشات بي شماري حركت مداوم مولكول ها را ثابت كرده اند. در واقع، ذرات ميكروسكوپي ميليوني مواد مختلف در آب، در زير ميكروسكوپ قابل رؤيت هستند و حركت آنها را مي توان مشاهده كرد. در درجه حرارت ذوب يخ. بطور متوسط، يك مولكول اكسيژن با سرعتي برابر با 1400 پا در ثانيه حركت مي كند و سرعت حركت يك مولكول هيدروژن در شرايط مساوي تقريبا چهار برابر اكسيژن است. حتي در يك اينچ مكعب هوا در هر ثانيه ميلياردها برخورد مولكولي بوجود مي آيد. گرما و درجه حرارت با هم تفاوت دارند. انرژي حرارتي كه يك جسم دارا است بستگي به انرژي حركتي اتم ها و مولكول هاي آن دارد. مقدار گرما به وسيله كالري اندازه گيري مي شود. يك كالري مقدار گرمايي است كه مي تواند درجه حرارت يك گرم آب را يك درجه سانتي گراد بالا ببرد. اما درجه حرارت يك جسم، نشانگر سطح و يا درجه اي است كه حرارت و گرما به آن وارد شده و همراه جسم است. سردترين درجه ممكن 273 درجه زير صفر است و دانشمندان معتقدند كه در اين درجه مولكول ها در استراحت كامل هستند.
منبع: كتاب بمن بگو چرا (جلد نهم)
آيا بشر مي تواند الماس را بسازد؟
پاسخ اين سؤال
مثبت است. اما انسان فقط مي تواند الماس مصنوعي بسازد. وقتي كه با مراحل ساخت الماس در طبيعت آشنا مي شويم، آن وقت مي پذيريم كه چندان كار ساده اي هم نيست. توليد الماس طبيعي حدود صد ميليون سال قبل موقعي كه زمين شروع به سرد شدن كرد، آغاز شده است. در آن زمان توده اي از صخره اي مذاب داغ زير زمين وجود داشته و اين صخره ي مذاب در اكثر حرارت و گرما و فشار فوق العاده تبديل به كريستال مي گردد. در واقع الماس يك نوع كربن است كه تحت شرايط خاصي تبديل به كريستال (بلور) گرديده است. الماس سخت ترين ماده ي روي زمين است. چون الماس فوق العاده گران قيمت است، بشر همواره در تلاش بوده كه نوع مصنوعي آن را توليد نمايد. جالب است كه بگوييم مدتها قبل سه شخص مختلف در سه جاي مختلف موفق به ساخت الماس شدند. اولين نفر آقاي جي.بي.هاني از انگلستان در سال 1880. دومين نفر آقاي هانري موسّان از فرانسه در سال 1893 و بالأخره آقاي ويليام كروكز بود از انگلستان كه در سال 1906 موفق به ساخت الماس گرديد. آقاي موسّان آهن گداخته را با كربن در كوره الكتريكي تركيب كرد. سپس آهن گداخته را وارد محلول نمك نموده سطح خارجي سرد و منقبض شده و قسمت داخلي به صورت گداخته باقي مي ماند و اين تفاوت درجه حرارت فشار فوق العاده اي را سبب مي گردد و گفته مي شود كه ماده مزبور به الماس تبديل مي گردد. نكته جالب و عجيب اين آزمايش در اين است كه موقعي كه ديگران اين آزمايش را انجام مي دهند، موفق به توليد و ساخت الماس نمي گردند. بنابراين امروزه اعتقاد بر اين است كه اولين الماس مصنوعي در سال 1954 ساخته شد، و طي آن كربن تحت فشار مخصوص و درجه حرارت 2800 سانتي گراد و فشار 800000 پوند بر اينج مربع تبديل به الماس مي گردد. اولين الماس هاي توليد شده به رنگ زرد بودند و بزرگ ترين آن ها حدود 1 شانزدهم اينج طول داشتند. الماس هاي مصنوعي ناخالصي دارند و براي بريدن از آن ها استفاده مي شود نه به عنوان جواهر. اما ممكن است روزي بشر قادر باشد كه الماس خالص واقعي را بسازد!
منبع: كتاب بمن بگو چرا (جلد نهم)
ساعت آفتابي چگونه وقت دقيق را تعيين مي كند؟
آفتاب اولين ساعت بشر بوده است. از زمان هاي خيلي قديم بشر به هنگام روز، وقت را با حركت آفتاب در آسمان تعيين مي كرد. تشخيص طلوع و غروب آفتاب آسان بود. ولي
مشكل اين بود كه بدانند آفتاب هنگام ظهر، در بلند ترين نقطه خود بالاي افق باشد. در ميان اين دو زمان مشكل بود كه وقت را با وضع خورشيد تعيين كنند. پس از آن، انسان به اين موضوع توجه كرد كه طول سايه در روز تغيير مي كند و حركت مي نمايد. و در نتيجه متوجه شد كه وقت را به وسيله نگريستن به سايه دقيق تر مي توان معين كرد تا با نگاه كردن به آفتاب. از اين رو ساعت آفتابي كه در حقيقت بايد آن را ساعت سايه ناميد اختراع شد. بدين سان به جاي آن كه وضع آفتاب را حدس بزنند و وقت را از روي آن معين نمايند حركت سايه را مأخذ قرار دادند كه خيلي دقيق تر بود. اولين ساعت هاي آفتابي ظاهرا تيرك هايي بوده اند كه در زمين فرو مي كردند. سنگ هايي را كه در اطراف تيرك مي چيدند نشان دهنده وضع سايه در حالات مختلف حركت آفتاب بود. در نتيجه انسان مي توانست گذشت زمان را اندازه بگيرد. بعدا ستون هاي سنگي بزرگي به كار برده شد. ميله كلئوپاترا كه حالا در سنترال پارك نيويورك ديده مي شود، زماني قسمتي از ساعت آفتابي بوده است. ساعت هاي آفتابي كوچك تري نيز به كار برده شده است. يك ساعت كوچك أفتابي مصري كه در حدود 3500 سال عمر دارد، و به شكل حرف L مي باشد، روي پايه بلندتر خود قرار گرفته، و در آن علامت 6 دوره وقت را نشان مي دهند. در حدود 300 سال قبل از ميلاد، يك منجم كلداني، ساعت آفتابي جديدي اختراع نمود، كه به شكل كاسه بود. سايه اي كه يك عقربه مي انداخت متحرك بود و به علامت 12 ساعت روز علامت گذاري شده بود. اين نوع ساعت آفتابي خيلي دقيق بود و قرن ها به كار مي رفت. امروزه اين ساعت ها را در پارك ها بيشتر براي تزيين به كار مي برند تا استفاده از كاركرد آن ها. خلاصه روي ديوارها و پنجره هاي خانه هاي قديمي انسان، ساعت آفتابي بدقواره و ابتدايي وجود داشت. ترتيب قرار گرفتن آن ها طوري بود كه ميخي يا گوشه قاب پنجره سايه بر آن مي افكند. در يك ساعت افتابي دقيق، عقربه بايستي با زاويه به طرف عرض جغرافيايي محل، مورد استفاده قرار بگيرد. عقربه عمودي وقت صحيح را هنگامي در يك عرض جغرافيايي و در يك فصل نشان مي دهد. اگر صفحه مسطح است، علائم ساعت بايد غير متساوي در ان شماره گذاري شود.
منبع: كتاب بمن بگو چرا (جلد نهم)
چرا تعداد روزهای یک ماه تغییر می کند؟
مصري هاي باستان اولين مردمي بودند كه طول سال را تقريب اندازه گرفتند. آن ها با استفاده از تقويم نجومي بر مبناي ماه و بر اساس هر ماه 29 يا 30 روز اين كار را شروع كردند. اما اين اندازه گيري دقيق نبود. رومي ها با استفاده از تقويم نجومي اين كار را كردند و براي اينكه اين اندازه گيري با سال شمسي تطبيق داشته باشد در مواقع ضروري يك ماه به آن اضافه مي كردند. سرانجام جوليوس سزار تقويم سال شمسي را بر مبناي ۲۵/۳۶۵ روز پذيرفت. البته براي اينكه اين تقويم و اندازه گيري داراي دقت كافي باشد جوليوس سزار تغييراتي در تعداد روزهاي ماه را پيشنهاد داد. ماه ژانويه به نام يازدهمين ماه سال و داراي 29 روز بود كه سزار آن را به نام اولين ماه سال نامگذاري كرد و تعداد روز هاي آن را به 31 روز افزايش داد. در تقويم سزار ماه فوريه 29 روز و در هر سال كبيسه 30 روز داشت. امپراتور آگوستوس يك روز آن را برداشته و به ماه آگوست اضافه كرد. تعداد روز هاي ماه مارس 31 روز بود. آوريل به نام ماه قمري، 29 روز داشت. سزار يك روز به آن اضافه كرد. ماه مه 31 روز داشت و بدون تغيير باقي ماند. ماه ژوئن 29 روزه بود و سزار يك روز به آن اضافه كرد. ماه ژولاي به وسيله وي 31 روزه اعلام گرديد. ماه آگوست به عنوان يك ماه قمري 29 روز داشت، سزار يك روز به آن اضافه كرد. امپراطور آگوستوس كه آن را به نام خود نامگذاري كرد، يك روزي را كه از ماه فوريه برداشته بود به اين ماه اضافه كرد تا آن را با ماه جولاي كه ماه سزار بود برابر كند. ماه سپتامبر، به عنوان يك ماه قمري 29 روز داشت. سزار آن را 31 روزه اعلام كرد. اما امپراطور آگوستوس مجددا آن را به 30 روز تقليل داد. در تقويم سزار، ماه اكتبر 30 روز داشت. اما آگوستوس آن را 31 روزه اعلام كرد. ماه نوامبر بر طبق تقويم سزار 31 روز داشت و آگوستوس آن را به 30 روز تقليل داد. دسامبر 29 روز داشت. سزار آن را به 30 روزه اعلام كرد و سپس آگوستوس يك روز ديگر به آن اضافه كرده و آن را 31 روزه اعلام كرد. يك تقويم دقيق بايستي داراي 365 روز مي بود. تعداد روزهاي هرماه، همانطوري كه ملاحظه نموديد به وسيله سزار و سپس آگوستوس به دليل خاصي تغيير مي كرد. و اكنون تقويم رومي معمول ترين تقويم سال است.
منبع: كتاب بمن بگو چرا (جلد نهم)
اورانيوم
اورانيوم مدت ميليون ها سال در كره زمين وجود داشته ولي تا زماني كه انسان براي اولين بار سعي كرد كه از آن بمب اتمي بسازد و از انرژي هسته اي بهره برداري نمايد، اغلب مردم از وجود آن اطلاعي نداشتند. اورانيوم فلزي است كه به صورت سنگ معدن يافت مي شود و يكي از سنگين ترين
عناصر مي باشد. در حقيقت وجود اورانيوم در سطح كره زمين بيش از جيوه و نقره است، و در ذخاير زير زميني غني در نقاط مختلف زيادي از جمله كنگو، كانادا، ايالات متحده آمريكا و روسيه پيدا مي شود. هنگامي كه به فلز پاك و خالص اورانيوم نگاه مي كنيم مانند نقره درخشان است، ولي پس از چند دقيقه كه در معرض هوا قرار گيرد سطح فلز اورانيوم تيره شده و به رنگ قهوه اي در مي آيد. غشاء يا پرده نازكي كه تشكيل مي شود اورانيوم و اكسيژن بوده و از قسمت زيرين فلز حفاظت مي كند. بزرگترين فرق بين اورانيوم و ساير فلزات آن است كه، اورانيوم راديواكتيويته طبيعي دارد ، بدين معني كه فلز با خارج كردن اشعه اي كه از اتم اورانيوم بيرون مي آيند به آرامي تغيير شكل پيدا مي كند. اشعه اي كه از اتم اورانيوم خارج مي گردند آلفا، بتا و گاما ناميده مي شوند. اتم اورانيوم در اثر تشعشع به عنصر راديو اكتيو ديگري تبديل مي گردد اين عنصر هم بنوبه خود، به سبب تشعشع زياد تغيير پيدا مي كند و اين عمل آن قدر ادامه خواهد داشت كه عاقبت تنها عنصر راديو اكتيو باقي مي ماند. در اين دگرگوني چهارده مرحله وجود دارد، يكي از مراحل چهارده گانه راديوم و آخرين مرحله نيز سرب را توليد مي كند و بعد از آن، اين سلسله مراحل پايان مي پذيرد زيرا سرب راديواكتيو نيست. براي اينكه در طبيعت اورانيوم تبديل به سرب شود، ميليون ها سال طول مي كشد.
اورانيومي كه براي ساخت بمب اتمي يا راكتورهاي اتمي براي توليد انژي اتمي بكار برده مي شود، از نوع يو-235 (U-235) مي باشد. اين اورانيوم يكي از اشكال طبيعي اورانيوم بوده و ايزوتوپ خوانده مي شود. پلوتنيوم كه براي توليد انرژي هسته اي نيز بكار برده مي شود، يك نوع فرآورده مصنوعي از اورانيوم مي باشد.
منبع: كتاب بمن بگو چرا (جلد اول)
انرژي اتمي
انرژي اتمي عبارت از انرژي اي مي باشد كه از اتم بدست مي آيد. هر اتم داراي ذرات انرژي در خود مي باشد. انرزي قسمت هاي اتم را به يكديگر متصل نگاه مي دارد. بنابر اين در انرژي اتمي هسته يك اتم، انرژي است، و اين انرژي در هنگام تجزيه اتم رها مي شود. ولي در واقع دو راه براي به دست آوردن انرژي از اتم مي باشد. يكي را به نام پيوستن و ديگري را به نام انشقاق مي نامند. در هنگام به هم پيوستگي، دو اتم براي تشكيل يك اتم تنها به كار مي رود. به هم پيوستن اتم ها نتيجه مي شود كه مقدار زيادي انرژي به صورت حرارت رها شود. اغلب انرژي كه از خورشيد آزاد مي شود، در اثر به هم پيوستن اتم ها در آن سياره مي باشد. اين يك نوع انرژي اتمي است. نوع ديگر انرژي اتمي به طريق انشقاق مي باشد. اين طريق هنگامي روي مي دهد كه يك اتم تبديل به دو اتم ميگردد. اين عمل با بمباران كردن يا ضربه زدن ها با ذرات اتمي، مثل نيوترون ها عملي مي گردد. يك اتم هرگاه كه با نيوترون بمباران شود تقسيم نمي گردد. در واقع، اغلب اتم ها را نمي شود جدا كرد. ولي اتم هاي اورانيوم و پلوتونيوم در تحت شرايط خاصي تقسيم مي گردند. يك نوع اورانيوم به اسم اورانيوم 235 معروف است در اثر ضربه نيوترون تبديل به دو تكه مي شود. و آيا مي دانيد كه اين عمل چقدر انرژي توليد مي كند؟ يك كيلو اورانيوم 235 خيلي بيشتر از يك ميليون برابر انرژي كه مي توان از سوختن يك كيلو زغال سنگ بدست آورد، انرژي توليد مي كند. ذرات بلوري اورانيوم مي توانند يك كشتي اقيانوس پيما يا يك هواپيما يا حتي يك ژنراتور را راه بيندازند. بنابراين ملاحضه مي كنيد، انرژي اتمي ممكن است به خوبي منبع انرژي عمده اي براي آينده انسان باشد.
منبع: كتاب بمن بگو چرا (جلد هفتم)
مثلث برمودا
مثلث برمودا منطقه ای است در شمال غربی اقیانوس اطلس، جایی که ادعا می شود تعدادی هواپیما و کشتی به طور مرموزی ناپدید شدهاند. مثلث برمودا واقعاً یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق میگردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمیشود. وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف میکند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو میگذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر میگردد. »این محل فتنهانگیز و تقریباً باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز میکردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوقالعاده مشکوکی مفقود شدند.
در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شدهاند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کردهاند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کردهاند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربههای قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بودهاند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.
این پیامها رفته رفته ضعیفتر و غیرقابل تشخیصتر شده و یا سریعا قطع شدهاند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شدهاند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است. در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شدهاند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایقهای ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کردهاند.در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت میآید ... ما نمیتوانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود.
حادثهای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی میگردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعهای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه میگفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط میشد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقبتر بود. در حالی که هواپیما درست ۲۰ دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.
چندی پیش یك دانشمند ژئوفیزیك ساكن شهر وارونژ روسیه مدعی كشف یك علت طبیعی برای حوادث ناگوار مثلث برمودا شد. ولادیسلاو بوكریف، در این زمینه گفت: ویژگی عجیب مثلث برمودا توسط طبیعت برنامه ریزی شده است. یكی از شعبات جریانات گرم گلف استریم، با گردش در جهت عقربههای ساعت در منطقه دریای سارگاسوف، روی میدهد. این حركت به یادآورنده پرتاب كننده دیسك است كه در آغاز خود میچرخد و تنها در لحظه ای كه بالاترین سرعت زاویه ای را به دست آورد، دیسك را به جلو پرتاب میكند. به نظر وی وجود میكرو و ماكرو گودالهایی در این منطقه، مولد آشفتگیهای جاذبه ای و مغناطیسی میباشد كه در نتیجه آن دستگاهها از كار افتاده و ارگانیزم انسان سنگینی ای را تحمل میكند كه گاهی مرگبار است. وی میگوید: چون در این منطقه، گردش آب در جهت عقربههای ساعت است، برمودا همانند گرداب، اشیا را به سمت خود میكشد، یعنی بردار جاذبه به سمت عمق دریا و مركز زمین است. برمودا برای وسایط نقلیه هوایی و دریایی تنها در زمان وقوع جزر در دریا خطرناك است. در این فاز، ابتدا گودالهای آبی و پس از آن گودالهای هوایی پدیدار میشوند. این وضعیت همانند فنجانی است كه به طور ناگهانی انتهای آن را باز كنند. آب به سمت شكاف حركت میكند و حركتی گردشی به خود میگیرد و در امتداد خود، جریان هوا را میراند. این دانشمند ژئوفیزیك روسیه میافزاید: با دانستن فاز جریان مد و ویژگی تشكیل جریانات، میتوان روشی را ایجاد كرد كه وقوع حادثه را در این مثلث ناآرام، همچنین در سایر نقاط خطرناك جهان هشدار دهد.
منبع: www.fa.wikipedia.org
آرتريت (التهاب مفصل)

ادامه مطلب را كليك كنيد
آتشفشان ها
ادامه مطلب را كليك كنيد
ويتامين ها و مواد معدني
ادامه مطلب را كليك كنيد