
ساعت آفتابي چگونه وقت دقيق را تعيين مي كند؟
آفتاب اولين ساعت بشر بوده است. از زمان هاي خيلي قديم بشر به هنگام روز، وقت را با حركت آفتاب در آسمان تعيين مي كرد. تشخيص طلوع و غروب آفتاب آسان بود. ولي
مشكل اين بود كه بدانند آفتاب هنگام ظهر، در بلند ترين نقطه خود بالاي افق باشد. در ميان اين دو زمان مشكل بود كه وقت را با وضع خورشيد تعيين كنند. پس از آن، انسان به اين موضوع توجه كرد كه طول سايه در روز تغيير مي كند و حركت مي نمايد. و در نتيجه متوجه شد كه وقت را به وسيله نگريستن به سايه دقيق تر مي توان معين كرد تا با نگاه كردن به آفتاب. از اين رو ساعت آفتابي كه در حقيقت بايد آن را ساعت سايه ناميد اختراع شد. بدين سان به جاي آن كه وضع آفتاب را حدس بزنند و وقت را از روي آن معين نمايند حركت سايه را مأخذ قرار دادند كه خيلي دقيق تر بود. اولين ساعت هاي آفتابي ظاهرا تيرك هايي بوده اند كه در زمين فرو مي كردند. سنگ هايي را كه در اطراف تيرك مي چيدند نشان دهنده وضع سايه در حالات مختلف حركت آفتاب بود. در نتيجه انسان مي توانست گذشت زمان را اندازه بگيرد. بعدا ستون هاي سنگي بزرگي به كار برده شد. ميله كلئوپاترا كه حالا در سنترال پارك نيويورك ديده مي شود، زماني قسمتي از ساعت آفتابي بوده است. ساعت هاي آفتابي كوچك تري نيز به كار برده شده است. يك ساعت كوچك أفتابي مصري كه در حدود 3500 سال عمر دارد، و به شكل حرف L مي باشد، روي پايه بلندتر خود قرار گرفته، و در آن علامت 6 دوره وقت را نشان مي دهند. در حدود 300 سال قبل از ميلاد، يك منجم كلداني، ساعت آفتابي جديدي اختراع نمود، كه به شكل كاسه بود. سايه اي كه يك عقربه مي انداخت متحرك بود و به علامت 12 ساعت روز علامت گذاري شده بود. اين نوع ساعت آفتابي خيلي دقيق بود و قرن ها به كار مي رفت. امروزه اين ساعت ها را در پارك ها بيشتر براي تزيين به كار مي برند تا استفاده از كاركرد آن ها. خلاصه روي ديوارها و پنجره هاي خانه هاي قديمي انسان، ساعت آفتابي بدقواره و ابتدايي وجود داشت. ترتيب قرار گرفتن آن ها طوري بود كه ميخي يا گوشه قاب پنجره سايه بر آن مي افكند. در يك ساعت افتابي دقيق، عقربه بايستي با زاويه به طرف عرض جغرافيايي محل، مورد استفاده قرار بگيرد. عقربه عمودي وقت صحيح را هنگامي در يك عرض جغرافيايي و در يك فصل نشان مي دهد. اگر صفحه مسطح است، علائم ساعت بايد غير متساوي در ان شماره گذاري شود.
منبع: كتاب بمن بگو چرا (جلد نهم)